تاریخ : پنج شنبه 9 تير 1390
نویسنده : فریبرز جوان

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر
ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می
ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه
. پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه
می زنه


|
امتیاز مطلب : 27
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ : پنج شنبه 9 تير 1390
نویسنده : فریبرز جوان

به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند *به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم *به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم *به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم *به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم *به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست /و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو


|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ : پنج شنبه 9 تير 1390
نویسنده : فریبرز جوان

کاش يکي پيدا بشه
کاش يکي پيدا شه خواب و گل تعبير بکنه
به کوير آب بده تا اونا رو سير بکنه
کاش يکي پيدا شه با ابرا صميمي تر باشه
نذاره بارون واسه باريدنش دير بکنه
کاش يکي پيدا شه که دلش مث اينه باشه
لااقل دعا واسه بقيه تاثير بکنه
کاش يکي پيدا شه ‌آب بده به آدماي خوب
نکنه خوشبختيا تو گلوشون گير بکنه
کاش يکي پيدا شه زندگي بده به کلبه ها
خونه ي شادي ها رو يه جوري تعمير بکنه
کاش يکي پديا شه که انقده مهربون باشه
که از آدماي بي ستاره تقدير بکنه
کاش يکي پيدا شه دستا رو به همديگه بده
دلاي گسسته رو بياره زنجير بکنه
کاش يکي پيدا شه قانون سفر رو ببره
نذاره دم ورودش کسي تاخير بکنه
کاش يکي پيدا شه مرهم بذاره رو زخم عشق
پيش از اين که عاشقي دلا رو دلگير بکنه
کاش همه پيدا بشيم به همديگه کمک کنيم
کسي تنهايي نمي تونه دي و تير بکنه


|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
موضوعات مرتبط: عاشقانه , ,
تاریخ : پنج شنبه 9 تير 1390
نویسنده : فریبرز جوان

خداوندا 

به تو روی آوردم چون یگانه معبود عالمی از خود مرانم من بی تو هیچم و با نام تو همه چیــز، دست نیاز به سوی تو آورده‌ام تومهربانی و دست گیــرنده مستمنــدان لطف و کرمـت را از من دریــغ مدار، از عالمت حیــرانم و در خـــود سرگردان باحالتی پریشان به درگاهت نالانم و از دیده گریان و همه جا به سوی تو روان تو کریمی و بزرگوار رحیمی و بخشاینده روح روان، از بندگان ناآگاهت در گذر و روح آنان را به سعادت راهنمایی فرما و هر آنچه از عالم کبریایی خواهی بر جسم عنایت فرما چون هر دردی که از سوی تو رسـد رحمت است وتحمّل آن را دارم.
خدایا به عظمت تو سر تعظیـــم فرود می آورم و از تو میخــواهم که مرا جــزو بندگان مقرّب درگاه خویش منظور فرمایی.
و از روی لطف و کرمت ارواح پاک را برای هــدایت بر من نازل فرمایی تا رستــگار شوم، تو بزرگی و سزاوار ستایش و تکریم.
خدایا 
پیشانی بر خاک تو می گذارم چون سجده سزاوار بزرگی و عظمت توست.
تو مالک جان و تن بندگانی و همه حقایق رامی دانی و هرآنچه بخواهی بر بندگانت روا می داری.
ابد و ازل از توست و چراغ هر دانش و معرفتی از تو روشن است.
برمن سعادت شناخت و بندگی عنایت بفرما چون تو اصل کائناتی ومن ذره‌ای از حیات، تو در عالم غیبی و بندگانت پر از عیب ، عیوبم را بنمایان تا در رفع آنها کوشا باشم.
در این دنیا از تو چیزی غیر از عزت و شرف و بی نیازی نمی خواهم، تو رحیمی و رحمان من محتاجم و فقیری درمانده برسر کویت مرا دریاب و از درگاه خود مران.
به رحمت صفاتت اگر تقصیری دارم از آن در گذر و در زندگی پس از مرگ آرامش ابدی عنایتم فرما.


|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
آخرین مطالب

/
به وبلاگ من خوش آمدید